خرید بک لینک

گره از گیسوان گشودی و شب ...
1 1 1 شد ...
به هیچ قول و غزل ...
قلندران کاکل افشان نکردند و ...
خرقه نیفکندند ...
مگر به مصرعی از دهان تو ...
که نکته ی همیشه ی غزل است ...

بهار نام گلی بود بر غنچه ی لبت ...
که ماه فروردین فرود می آمد تا بشنود ...
تابستان ...
میوه ی رسیده ی اندامت ...
در سبد پیرهن نمی گنجید ...
پاییز ...
دوباره زیر تازیانه های استخوان شکن توفان ...
به شگفتی شکفتی ...
سرتاسر زمستان را در برف ...
با نعره های سبز سروستان قامت افراشتی ...

بالا بلند....
چهار فصل عاشقان ...
به وصف روی تو رفت ...
شعر شاعران ...

همه هجرانی تو شد.......

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم مهر ۱۳۹۶ ساعت 9:21 توسط .......  | 

برچسب: نویسنده: ساناز صالحی تاريخ: سه شنبه 12 تير 1403 ساعت: 18:28

صفحه بندی