خرید بک لینک

ماندم به خماری که شراب تو بجوشد
پس مست شود در خم و از خود بخروشد

آنگه دو سه پیمانه از آن می که تو داری
با من به بهایی که تو دانی بفروشد

مستم نتوانست کند غیر تو بگذار
صد باده به جوش آید و صد بار بکوشد

وقتی که تو باشی خم و خمخانه تهی نیست
بایست دعا کرد که سرچشمه نجوشد

مستی نبود غایت تأثیر تو باید
دیوانه شود هر که شراب تو بنوشد

مستوری و مست تو به یک جامه نگنجد
عریان شود از خویش تو را هر که بپوشد

خاموش پر از نعره ی مستانه ی من کو
از جنس تو گوشی که سروش تو نیوشد....؟؟؟

برچسب: نویسنده: ساناز صالحی تاريخ: جمعه 25 بهمن 1398 ساعت: 13:26

صفحه بندی