خرید بک لینک

با شعرهایم آمدی یک شب به دنیایم
دنیا مرا گم کرد و چشمان تو پیدایم

شوق تو دشت سینه ام را می دود تا صبح
آهوی من…کی می گذاری سر به صحرایم

گم می کنم هر شب خیابان های دنیا را
تا دست هایت نیست…طولانی ست شب هایم

انگار دست عشق، بی تو حلقه ی مرگ است
بر گردنم افتاده یا پیچیده بر پایم

آنقدر با من مهربان بودی که بعد از تو
یک لحظه حس کردم که صد سال است تنهایم

من ابر گیر افتاده در آغوش البرزم....
یک روز بر می گردم از تهران به دریایم…....

برچسب: سینه, نویسنده: ساناز صالحی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 2:02

صفحه بندی