خرید بک لینک

آن صبح پرنیانی.......

چه دردناک و غم آلود........................................

دل تو سنگ به قدر شکستن من نیست

تو پارۀ تنمی، پارۀ من آهن نیست

بپرس بعد تو خاموشی غریبم را

از آن چراغ، که در خانه هست و روشن نیست

دلت خوش است که من زنده زنده می سوزم

ولی رها شدن از عاشقی به مردن نیست

چقدر سنگ زدند و به خود قبولاندم

که ضرب دست تو پشت سر فلاخن نیست

چقدر حرف برای تو دارم و هر بار

در آب و تاب تماشا توان گفتن نیست 

چه دردناک و غم آلود اینکه می دانی

به هر دری بزنی نیمۀ تو این ... نیست........

آمارگیر وبلاگ

حدیث

برچسب: نویسنده: ساناز صالحی تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 1:05

صفحه بندی