ای دوست درازنای شب اندوهان را- ازمن بپرس که در کو چه ی عاشقان تا سحرگاه رقصیده ام...و طول راه جدایی را از 1 عبث گام های من بر سنگفرش حوصله ی راه که همپای بادها در شهر و کوه و دشت به دنبال بوی توگردیده ام...و ساعت خود را با کهنه ساعت متروک برج شهر میزان نموده ام
ای نازنین
اندوه اگر که پنجه به قلبت زد
تاری ز موی سپیدم
در عود سوز بیفکن
تا عشق را بر آستانه درگاه بنگری..............
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۷ ساعت 13:32 توسط .......
|
برچسب:
نویسنده: ساناز صالحی
تاريخ: دوشنبه
27 فروردين
1403 ساعت: 18:07