خرید بک لینک

دل تو سنگ به قدر شکستن من نیست

چه دردناک و غم آلود........................................

تو پارۀ تنمی، پارۀ من آهن نیست

بپرس بعد تو خاموشی غریبم را

از آن چراغ، که در خانه هست و روشن نیست

دلت خوش است که من زنده زنده می سوزم

ولی رها شدن از عاشقی به مردن نیست

چقدر سنگ زدند و به خود قبولاندم

که ضرب دست تو پشت سر فلاخن نیست

چقدر حرف برای تو دارم و هر بار

در آب و تاب تماشا توان گفتن نیست

چه دردناک و غم آلود اینکه می دانی

به هر دری بزنی نیمۀ تو این ... نیست........

برچسب: نویسنده: ساناز صالحی تاريخ: دوشنبه 26 مرداد 1405 ساعت: 17:56

صفحه بندی