میوه ی آدم ما گندم چشمان شماست
باده ی حافظ ما در خم چشمان شماست
شهر چشمان شما شهره به عشق آباد است
عشق در منطقه ی چندم چشمان شماست؟
انتخابات شلوغست و رقیبان بسیار
رای ما در گرو مردم چشمان شماست
نیش دار است اشارات نگاهی گاهی
نوش جانم اگر از کژدم چشمان شماست
کودک سر به هوای دل آواره ی ما
سالها هست که سردرگم چشمان شماست
سرمه با دیدن زیبایی تان خشکش زد
توتیا یکسره محو و گم چشمان شماست
ای بسا عشق که در هرم هوس می سوزد
عشق معصومیتش از قم چشمان شماست.......
برچسب:
نویسنده: ساناز صالحی