
دل تو سنگ به قدر شکستن من نیست تو پارۀ تنمی، پارۀ من آهن نیستبپرس بعد تو خاموشی غریبم رااز آن چراغ، که در خانه هست و روشن نیستدلت خوش است که من زنده زنده می سوزمولی رها شدن از عاشقی به مردن نیستچقدر سنگ زدند و به خود قبولاندمکه ضرب دست تو پشت سر فلاخن نیستچقدر حرف برای تو دارم و هر باردر آب و تاب تماشا توان گفتن نیست چه دردناک و غم آلود اینکه می دانیبه هر دری بزنی نیمۀ تو این ... نیست...........
ادامه مطلب
آن صبح پرنیانی.......چه دردناک و غم آلود........................................دل تو سنگ به قدر شکستن من نیستتو پارۀ تنمی، پارۀ من آهن نیستبپرس بعد تو خاموشی غریبم رااز آن چراغ، که در خانه هست و روشن نیستدلت خوش است که من زنده زنده می سوزمولی رها شدن از عاشقی به مردن نیستچقدر سنگ زدند و به خود قبولاندمکه ضرب دست تو پشت سر فلاخن نیستچقدر حرف برای تو دارم و هر باردر آب و تاب تماشا توان گفتن نیست چه دردناک و غم آلود اینکه می دانیبه هر دری بزنی نیمۀ تو این ... نیست........ آمارگیر وبلاگحدیث...
ادامه مطلب