لبخند تو برآمدن آفتاب بود.......

متن مرتبط با «آفتابم» در سایت لبخند تو برآمدن آفتاب بود....... نوشته شده است

جانم برآمد از دهان و آفتابم نيست......................

  • نیلوبلاگ

    پرسيدی و شرحی به جز حال خرابم نيست بيدارم و خاموش غير از اين جوابم نيست زهری به غايت تلخ در رگ جای خون دارم در خويش مي پيچم گريز از پيچ و تابم نيست فانوس سرگردان اين شهرم ولی افسوس جانم برآمد از دهان و آفتابم نيست تا شب هراسانم غرورم هست و شورم نه تا صبح بيدارم خيالم هست و خوابم نيست در پای خود می ريزم و خاموش می سوزم پروای اين اندوه بيرون از حسابم نيست آنقدر نوميدم كه وقت تشنگی حتي ذوق توهم بي...

    ادامه مطلب