
ناگهان عطر تو پیچید در آغوش اتاقمبا سرانگشت نسیم آمده بودی به سراغم زیر و رو کرد مرا دست نسیمی که خبر داشتمن خاموش سراپا همه خاکستر داغم بین آغوش تو بگذار بسوزم به جهنم-که به آتش بکشد باغ مرا چشم و چراغم بیت در بیت بیا پیرهنم باش از آن پسآشنا می شود آغوش تو با سبک و سیاقم حرف چشمان تو مانند غزل های ملمعواژه در واژه کشیده است از ایران به عراقم....... ...
ادامه مطلب