لبخند تو برآمدن آفتاب بود.......

متن مرتبط با «فقیری» در سایت لبخند تو برآمدن آفتاب بود....... نوشته شده است

بی تو با درد نداری و فقیری چه کنم.......؟؟؟؟؟؟؟

  • نیلوبلاگ

    مانده ام تا وسط معرکه گیری چه کنم؟ نشود پاره اگر بند اسیری چه کنم؟   عاشقی خواسته ام بود ولی حیرانم بپذیری چه کنم یا نپذیری چه کنم   تن تو شعله ی عشق است که گُر می گیرد پس بگو با تنم این جسم حریری چه کنم   تو زلیخایی و آخر تو جوان خواهی شد من بیچاره ولی با غم پیری چه کنم؟   کاسه های چه کنم را تو به دستم دادی بی تو با درد نداری و فقیری چه کنم؟؟؟ + نوشته شده در پنجشنبه پنجم مرداد ۱۳۹۶ ساعت 12:51 توسط .......  |  بخوانید...

    ادامه مطلب