لبخند تو برآمدن آفتاب بود.......

متن مرتبط با «توانم» در سایت لبخند تو برآمدن آفتاب بود....... نوشته شده است

گرم تو در نگشایی کجا توانم رفت.......؟؟؟؟؟؟؟

  • نیلوبلاگ

    مرا تو غایت مقصودی از جهان ای دوست هزار جان عزیزت فدای جان ای دوست چنان به دام تو الفت گرفت مرغ دلم که یاد مینکند عهد آشیان ای دوست گرم تو در نگشایی کجا توانم رفت به راستان که بمیرم بر آستان ای دوست دلی شکسته و جانی نهاده بر کف دست بگو بیار که گویم بگیر هان ای دوست تنم بپوسد و خاکم به باد ریزه شود هنوز مهر تو باشد در استخوان ای دوست ...

    ادامه مطلب