لبخند تو برآمدن آفتاب بود.......

متن مرتبط با «آمدن» در سایت لبخند تو برآمدن آفتاب بود....... نوشته شده است

گام تو گام آمدن صبح است................

  • نیلوبلاگ

    ساق بلند توتصویر روزهای بلورین استدر چشمه سار کودکی منوقتی که از بلندی می آمدم به زیروقتی که پای سوخته ام رادر آب ھای روشن می شستمگام تو گام آمدن صبح استبا کفش ھای نقره ای نوروزدر کوچه باغ ھای بھاراندست تو دست دایه ی بخت استبر گاهوار زندگی منوقتی که در نشاط جھان تاب می خوردچشم تو مژده ای است از آیندهچشم تو لانه ای است برای ستاره هاچشم تو پاسخی است به لبخند سرنوشتآه ای همیشه دورتر از خورشیددر من طلوع کندر من چنان بتاب که آیینه ام کنیدر من چنان بتاب که آب روان شومتا ناگھان تو دست بلورین خویش رادر جستجوی پاره سنگی به شکل دلاز آستین برآری و در سینه ام کنی....... + نوشته شده در یکشنبه هجدهم تیر ۱۳۹۶ ساعت 8:19 توسط .......  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • در روزگار آمدنت هستم..............؟؟؟؟؟؟؟

  • نیلوبلاگ

    ای روزهای خوب که در راهیدای جاده های گمشده در مه ای روزهای سخت ادامه از پشت لحظه ها به درآیید ای روز آفتابی ای مثل چشم های خدا آبی ای روز آمدن ای مثل روز آمدنت روشن این روزها که می گذرد هر روز در انتظار آمدنت هستم اما؛ با من بگو که آیا من نیز در روزگار آمدنت هستم.......؟؟؟...

    ادامه مطلب
  • لبخند تو برآمدن آفتاب بود.......

  • نیلوبلاگ

    لبخند تو برآمدن آفتاب رادر پهنه ي طلايي دريااز مهر مي ستود.... در چشم من وليكنلبخند تو برآمدن آفتاب بود....... ...

    ادامه مطلب